پیراهن عروسی زهرا (س)

 


در کتاب ریاحین الشریعه از ابن جوزی می نویسد : " پیامبر اکرم (ص) برای جهیزیه زهرا (س) پیراهنی خرید و زهرا (س) در شب عروسی آن را به تن نمود تا در آن شب به خانه علی(ع) رود . در بین راه فقیری برهنه آمد و از زهرا (س) درخواست لباس کرد . زهرا(س) پیراهن شب عروسی خود را به فقیر داد . فردای آن روز پیامبر(ص) ، زهرا(س) را با لباس کهنه ای مشاهده کرد و سراغ پیراهن نو را از زهرا(س) گرفت .

عرض کرد پدرجان سائلی از من درخواست لباس کرد و من هم پیراهن را به او دادم . حضرت(ص) فرمود :"چرا پیراهن کهنه را به او ندادی . " زهرا(س) عرضه داشت :" یا رسول الله یادم هست که وقتی سائلی نزد شما می آمد شما لباس مخصوص خود را به او می بخشیدید و خود را با حصیر می پوشاندید ، خواستم به شما شباهتی پیدا کنم " " لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه "

فردا صبح جبرئیل آمد و فرمود : " هر چه زهرا طلب کند ما می دهیم ." زهرا(س) عرض کرد : " هیچ نمی خواهم جز خدمتش و بقای رحمتش در دارالسلام ." پیامبر(ص) فرمود :" من دست را بلند می کنم تو هم بلند کن و بگو " اللهم اغفر لامتی " و حضرت زهرا(س) آمین گفت . وحی رسید که :" بشارت باد ترا که خداوند دوستان و محبان زهرا(س) و دوستان ذریه اش را بخشید ." زهرا(س) عرض کرد:" از خدا سجلی یا صفحه ای بخواه " که در همان موقع حریری نازل شد ، آیه ای نقش بر آن حریر بود :" کتب ربکم علی نفسه الرحمه " که جوزی می گوید :" از جمله وصیت های زهرا به علی این بود که حریر در کفنم بگذار تا وقتی که در روز قیامت شراره های آتش دوزخ زبانه می کشد برای نجات دوستانم این سجل یا حریر را که الهی است ارائه دهم ."جمال و کمال زن / به نقل از ریاحین الشریعه / ج1 / ص104 .