رازداری

رازداری



روزی فاطمه (س) به حضور پدرش رسید ، در حالی که آثار ضعف و گرسنگی از چهره زهرا (س) نمایان بود . رسول خدا (ص) وقتی این حالت را مشاهده کرد ، دستهایش را بسوی آسمان ، بلند نموده و گفت : خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن و وضع او را سامان بده .بحارالانوار/ج43/ص77.

پیامبر اکرم (ص) بدون اینکه زهرا (س) سخنی به او بگوید ، از ضعف و گرسنگی او با خبر می شود که این خود، یکی دیگر از نمونه های پایبندی به اساس و اسرار خانواده است .

فاطمه ای یار علی

فاطمه ای یار علی

 


هیجده ساله من فاطمه ای یار علی

ای  شریک  غم ایام و مدد کار علی

دیده بگشا تو ای مشعل کاشانه من

بنگر  ناله  طفلان  و  شب تار  علی

می کند زمزمه مسمار در خانه هنوز

کاندرین جابشکست سینه دلدارعلی

شمع خاموش ندیده است بخود پروانه

جز تو ای شمع دل ودیده خونبارعلی

بعد از این درد دل خود به که ابراز کنم

کیست بعد تو دگر یاور و غمخوارعلی

یاددست توودسداس که خونین شده بود

می کشد  آه  دمادم  ز  دل زار علی

زینبین  و  حسنین  تو  ز اشک  ماتم

رمق  دیده  ببردند   ز  دیدار   علی

نیمه شب به سر تربت تو زهرا  جان

سوخت بال ملائک از آه شرربار علی

دشمنان خوار شدند تا بقیامت زهرا

قبر مخفی تو شد معجز اسرار علی

بهر  یاران  نبود  قبر تو مخفی  زهرا

قلب طالع شده خون ای گل بیخارعلی

زهرا(س) وصیت کرد و علی(ع) وصیت را عمل نمود

زهرا(س) وصیت کرد و علی(ع) وصیت را عمل نمود

 


  این است آنچه وصیت کرده به آن فاطمه دختر رسول خدا(ص) ، وصیت می کند و گواهی می دهد به وحدانیت خدا و به رسالت سید انبیا و آنکه بهشت حق است و دوزخ حق است ، و آنکه قیامت آمدنی است و در آن شکی نیست ، و آنکه خدا زنده می گرداند مرده ها را که در قبرهایند . یا علی(ع) منم فاطمه دختر محمد(ص) ، خدا امر به تو تزویج کرد که زوجه تو باشم در دنیا و آخرت و تو سزاوارتری به من از دیگران ، مرا غسل و کفن نما و نماز کن بر من و مرا دفن نمای در شب و کسی را اعلام مکن و تو را به خدا می سپارم و سلام بر فرزندان خود تا روز قیامت .

پس چون شب درآمد ، حضرت علی(ع) او را غسل داد و در تابوت گذاشت و اما حسن(ع) را فرمود که : ابوذر را طلب کن ، چون ابوذر حاضر شد جنازه را برداشتند و بر آن حضرت نماز کردند . چون حضرت علی(ع) از نماز فارغ شد دو رکعت نماز بجای آورد و دستهای خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت : خداوندا ! این دختر پیغمبر توست فاطمه ، پس بیرون بر او را از ظلمتهای بسوی نور و از شدتها بسوی شادی و سرور ، پس زمین روشن شد .

... و چون خواستند که آن حضرت(س) را دفن کنند ، ندا رسید که : بسوی من بیایید که تربت او را از من برداشته اند . چون نظر کرد حضرت(ع) ، قبر کنده ای دید . پس جنازه آن حضرت را نزد آن قبر گذاشتند ، حضرت علی(ع) از کنار قبر ندا کرد : ای زمین! امانت خود را که دختر رسول خدا(ص) است به تو سپردم .

پس از زمین صدائی آمد که : یا علی(ع) من مهربان ترم به او از تو ، برگرد و آزرده مباش . چون حضرت خواست برگردد ، قبر پر شد و با زمین هموار و ناپدید شد و دیگر نداستند که در کجاست تا روز قیامت .بحارالانوار/ج43/ص214.

به همسرت محبت کن

به همسرت محبت کن



این روایت در بسیاری از کتابهای روایی شیعی آمده است که علی (ع) فرمود : روزی من و زهرا (س) در خانه نشسته بودیم که ناگهان صدای پیامبر (ص) را شنیدیم ؛ به احترام آن حضرت برخاستیم . پیامبر (ص) فرمود :

بر جای خود بایستید تا من هم به شما ملحق شوم . سپس فرمود :

برای چند لحظه ما را تنها بگذار . آن گاه در خلوت از فاطمه (س) سوال کرد : رفتار شوهرت-علی(ع)-با تو چگونه است ؟

فاطمه گفت :

خوب است ، اما زنان قریش مرا سرزنش می کنند که پدرت تو را به ازدواج کسی در آورد که دستش از مال دنیا خالی است .

پیامبر (ص) فرمود :

دخترم ! پدر و شوهر تو فقیر نیستند ؛ خداوند ، خزائن زمین را از طلا و نقره بر من عرضه کرد ، ولی من به آنچه نزد اوست ، رضایت دادم . خدای سبحان به جهانیان نگریست و از میان همه ، دو نفر را انتخاب کرد ؛ من که پدر تو هستم و علی که شوهر توست . دخترم ! شوهر تو بهترین همسرهاست ، تو را از نافرمانی او بر حذر می دارم . سپس بیرون آمد و مرا صدا زد و فرمود :

به همسرت مهربانی کن ، زیرا فاطمه ، پاره تن من است ، رنج او ، رنج من و شادی او خشنودی من است .بحار الانوار/ج43/ص133.

تقسیم کار

تقسیم کار



یکی از جلوه های زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا (س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود .

مدت زیادی از ازدواج آنها نگذشته بود که خدمت پیامبر (ص) رسیدند و از او تقاضا کردند ، تا کارها را میان آن دو قسمت کنند . رسول خدا (ص) کارهای خانه را به فاطمه(س) سپرد و مسئولیت های خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کرد . بعد از این تقسیم بود که زهرا(س) بارها اظهار خشنودی می کرد و رضایت خود را از این تقسیم بندی ابراز می داشت . بی تردید ، تقسیم بندی پیامبر(ص) بر مبنای ساختار روحی و جسمی و مصلحت اجتماعی آنها بود .بحارالانوار/ج43/ص153.