زهرا(س) وصیت کرد و علی(ع) وصیت را عمل نمود

پس چون شب درآمد ، حضرت علی(ع) او را غسل داد و در تابوت گذاشت و اما حسن(ع) را فرمود که : ابوذر را طلب کن ، چون ابوذر حاضر شد جنازه را برداشتند و بر آن حضرت نماز کردند . چون حضرت علی(ع) از نماز فارغ شد دو رکعت نماز بجای آورد و دستهای خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت : خداوندا ! این دختر پیغمبر توست فاطمه ، پس بیرون بر او را از ظلمتهای بسوی نور و از شدتها بسوی شادی و سرور ، پس زمین روشن شد .
... و چون خواستند که آن حضرت(س) را دفن کنند ، ندا رسید که : بسوی من بیایید که تربت او را از من برداشته اند . چون نظر کرد حضرت(ع) ، قبر کنده ای دید . پس جنازه آن حضرت را نزد آن قبر گذاشتند ، حضرت علی(ع) از کنار قبر ندا کرد : ای زمین! امانت خود را که دختر رسول خدا(ص) است به تو سپردم .
پس از زمین صدائی آمد که : یا علی(ع) من مهربان ترم به او از تو ، برگرد و آزرده مباش . چون حضرت خواست برگردد ، قبر پر شد و با زمین هموار و ناپدید شد و دیگر نداستند که در کجاست تا روز قیامت .بحارالانوار/ج43/ص214.
این وبلاگ تلاشی است اندک در جهت معرفی حضرت زهرا (س) . امید است این ارادت ، مورد قبول واقع شود .