جواب علی(ع) به عمویش عباس در مورد تشییع پیکر فاطمه زهرا(س)

جواب علی(ع) به عمویش عباس در مورد تشییع پیکر فاطمه زهرا(س)

 

 

 

شیخ طوسی(ره) به سند معتبر از امام محمد باقر(ع) روایت کرده است که :"چون مرض حضرت فاطمه(س) شدید شد ، عباس عمّ حضرت رسالت(ص) آمد به نزد من برای عیادت حضرت " گفتند : مرض او سنگین شده است ، او را نمی توان دید . پس به خانه برگشت و پیکی فرستاد به خدمت حضرت امیرالمؤمنین(ع) و گفت : بگو به آن حضرت که عمّت تو را سلام می رساند و می گوید که : غم بیماری فاطمه دختر حبیب رسول خدا و نور دیده او و نور دیده من مرا در هم شکسته است ، چنین گمان دارم که او پیش از ما به حضرت رسالت ملحق خواهد شد و آن حضرت برای او بهترین منازل و درجات اختیار خواهد کرد ، و او را مقرب پروردگار خود خواهد گردانید ، و عطاهای بزرگ به او خواهد بخشید . چون این امر ناگزیر واقع شود . پس جمع کن فدای تو شوم مهاجران و انصار را تا آن که همه ثواب بیایند در حاضر شدن جنازه او و نماز کردن بر او ، و این باعث زیادتی دین است .

حضرت امیرالمؤمنین(ع) جواب فرمود که : عمّ مرا سلام برسان و بگو :" هرگز شفقت تو و تحیت تو از ما باز نماند ، خیرخواهی تو را شنیدم و فضیلت رأی تو را می دانم ، به درستی که فاطمه دختر رسول پیوسته مظلوم بود ، و حقش را از او منع کردند و میراثش را به او ندادند ، و سفارش حضرت رسالت(ص) را در باب او مرعی نداشتند ، و حق حرمت او را ادا نکردند ، و حق خدا را در باب او رعایت نکردند ، خدا کافی است برای حکم کردن و برای او انتقام از ستمکاران کشیدن ، من از تو سؤال می کنم ای عم بزرگوار بر من ببخشی عمل کردن نصیحت خود را زیرا که فاطمه مرا وصیت کرده است که او را پنهان بردارم و مردم را در جنازه او حاضر نگردانم .

چون این پیغام را به عباس رسانیدند ، گفت :" خدا بیامرزد پسر برادرم را و حال آن که او آمرزیده است و در رأیی که او دیده باشد طعنی نمی توان زد ، به درستی که از فرزندان عبدالمطلب فرزندی مبارک تر از او متولد نشده است مگر حضرت رسول(ص) ، به درستی که علی پیوسته سابق ترین مردم بود بسوی هر مکرمتی ، و عالم ترین مردم بود به هر فضیلتی ، و شجاع ترین مردم بود در شدتها ، و در مجاهده دشمنان دین از همه شدیدتر بود ، اول کسی بود که ایمان به خدا و رسول آورد.جلاءالعیون/ناسخ التواریخ.

 

 

دریغ از آشنائی وای بر دل

دلم را می نوائی وای بر دل

تو و دل کندن از من وای بر من

من و داغ جدائی وای بر دل

اگر شمعی کند حرف دلم گوش

کند در سوختن خود را فراموش

خموشی هر چراغی دارد اما

چراغ من شده بی وقت خاموش

 

حاج حسن خلج/فاطمیه79.

خبر شهادت فاطمه(س) در مدینه

خبر شهادت فاطمه(س) در مدینه

 

 

 

چون این خبر در مدینه منتشر گردید ، مردان و زنان همه گریان شدند در مصیبت آن حضرت ، و شیون از خانه های مدینه بلند شد ، زنان و مردان به سوی خانه آن حضرت دویدند ، زنان بنی هاشم در خانه آن حضرت جمع شدند ، نزدیک شد که از صدای شیون ایشان مدینه به لرزه درآید ، ایشان می گفتند :" ای سیده و خاتون زنان ، ای دختر پیغمبر آخر الزمان " مردم فوج فوج به تعزیه به سوی حضرت امیرالمؤمنین می آمدند . آن حضرت نشسته بود ، جناب امام حسن و امام حسین (ع) در پیش آن حضرت نشسته بودند و می گریستند ، مردم از گریه ایشان می گریستند ، ام کلثوم به نزد قبر حضرت رسول(ص) آمد و گفت :" یا ابتاه یا رسول الله امروز مصیبت تو بر ما تازه شد و امروز تو از دنیا رفتی ، دختر خود را بسوی خود بردی ."

مردم جمع شده بودند و گریه می کردند و انتظار بیرون آمدن جنازه می کشیدند . پسین ابوذر بیرون آمد گفت :" بیرون آوردن آن حضرت را از این پسین به تاخیر انداختند ." پس مردم متفرق شدند و برگشتند . چون پاسی از شب گذشت دیده ها به خواب رفت ، جنازه را بیرون آوردند ، حضرت امیر المؤمنین و حسن و حسین(ع) و عمار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی هاشم و خواص آن حضرت بر آن حضرت نماز کردند و در همان شب دفن کردند . حضرت امیر المؤمنین(ع) بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت که ندانند قبر آن حضرت کدام است .

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشید که قبر آن حضرت در میان متشبه باشد . به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد . اینها برای آن بود که عین موضع قبر آن حضرت (س) را ندانند و بر قبر او نماز نکنند و خیال نبش قبر آن حضرت را به خاطر نگذرانند .

به این سبب در موضع قبر آن حضرت اختلاف واقع شده است ، بعضی گفته اند که :" در بقیع است نزدیک قبور ائمه بقیع" و بعضی گفته اند :" میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت مدفون است ." زیرا که حضرت فرمود :" میان منبر و قبر من باغی است از باغهای بهشت و منبر من بر دری است از درهای بهشت ". واضح آن است که آن حضرت را در خانه خود مدفون کردند ، چنانچه روایت صحیحه بر آن دلالت می کند .بیت الاحزان/زندگانی فاطمه زهرا(س)/نصیرپور.

تاریخ شهادت فاطمه(س)

تاریخ شهادت فاطمه(س)

 

 

 

در تاریخ شهادت زهرا(س) اختلاف هست نظر به اینکه حضرت زهرا(س) چند روز بعد از رحلت پیامبر(ص) حیات داشته است.

1 – در کتاب عمده ابن بطریق 40 ورز ذکر کرده است.

2 – واقدی در کتاب خود نوشته است که گروهی 75 روز ذکر کرده اند.

3 – صحیح بخاری در عامه می گوید 5 ماه زیست داشته است.

4 – عمده ابن بطریق در صفحه 104 بنقل بعضی از علمای اهل سنت 6 ماه نوشته است.

5 – هشام ابن سالم از امام صادق(ع) در کتاب اللعمه البیضاء فی شرح خطبه الزهرا ذکر کرده است که بعد از پیامبر 75 روز و در این مدت مادرمان زهرا هیچ خنده بر لب نداشته و هر جمعه شهدای احد را زیارت می کرد و شنبه و پنجشنبه نیز به قبرستان بقیع می رفت و گریه می کرد تا از دنیا رفت. و در مقابل الطالین تا 8 ماه نوشته اند و حداقل آن 40 روز است و از جعفر بن محمد بن علی(ع) روایت کرده اند که 3 ماه یا 90 روز پس از پیامبر وفات نموده که شب سه شنبه دوم جمادی الاخره بوده است.

در مدرک این کتاب رحلت فاطمه(س) را بعد از ظهر سه شنبه دوم جمادی الاخر یعنی 95 روز پس از رحلت پیامبر در سن 18 سال و 7 ماه ذکر نموده است.

و علامه مجلسی در عیون المعجزات سید مرتضی 75 روز را ذکر کرده است که از رحلت پیامبر که در 28 صفر گرفته است وفات حضرت صدیقه را 13 جمادی الاولی نوشته است و عمر آن حضرت را 18 سال داشته است.منتهی الامال.

توجه به نیازهای کودک

توجه به نیازهای کودک

 

 

 

بارها در تاریخ خوانده ایم که گاه، فاطمه زهرا(س) شکم فرزندان را به قیمت گرسنگی خود ، سیر می کرد.

زمانی که مسلمانان به علت کمبود آب ، سخت در مضیقه بودند ، فاطمه(س) حسن و حسین(ع) را نزد پیامبر بردو عرض کرد ای رسول خدا ! فرزندان من خردسالند و تحمل تشنگی در توان آنها نیست . پیامبر که نگرانی دخترش را در این رابطه ، بجا و بموقع دید ، زبان مبارکش را در دهان حسن و حسین قرار داد و با تر کردن دهان آنها ، حضرت زهرا را از نگرانی درآورد و آن دو طفل کوچک را نیز از تشنگی مفرط نجات داد .مناقب ابن شهر آشوب/ج3/ص394

عطوفت و مهر مادری در حضرت زهرا(س) بقدری بود که در لحظات پایانی عمر خود ، سخت نگران حال فرزندانش بود . شاید بیشترین نگرانی آن حضرت برای محرومیت آنها از مادر بود ، زیرا او می دانست که پس از شهادتش ، هیچ کس نمی تواند مهر و محبت مادری را نسبت به آنها داشته باشد . فاطمه زهرا(س) برای اینکه فرزندانش از این نعمت بزرگ یعنی محبت مادرانه، کاملاً محروم نمانند، به حضرت علی(ع) پیشنهاد کرد و از ایشان خواست که پس از او ، کسی را به همسری انتخاب کند ، که بتواند از عهده این مهم برآید. مناقب ابن شهر آشوب/ج3/ص362

پس از رحلت رسول گرامی(ص) ، مقداری از غمهای حضرت زهرا(س) به محرومیت فرزندانش از محبت پیامبر(ص) ، مربوط می شد و گاهی با قلبی سوزان ، خطاب به فرزندانش چنین می گفت : کجا رفت پدرتان (پیامبر) که شما را عزیز می داشت ؟ او شما را بر دوش خود سوار می کرد و به شما مهربانی می نمود . کجا رفت جد بزرگوارتان که از همه به شما مهربانتر بود ، آن گونه که نمی گذاشت شما بر روی زمین راه بروید و همیشه شما را در آغوش خود داشت ؟ آه که دیگر او را نمی بینم که شما را بر دوش گرفته باشد . مناقب ابن شهر آشوب/ج3/ص362